سیمای نوروزی زیر ذره بین مهر؛

كارنامه سریالی سیما در نیمه نخست نوروز

كارنامه سریالی سیما در نیمه نخست نوروز سریال های نوروزی سیما در نوروز ۱۴۰۰ حالا از نیمه راه این تعطیلات گذشته اند؛ کدام سریال تا به اینجا کارنامه موفق در همراهی مخاطبان داشته و شرط توفیق این آثار در باقیمانده راه چیست؟



خبرگزاری مهر - گروه هنر- عطیه مؤذن: یک هفته از نوروز ۱۴۰۰ می گذرد و با احتساب تعطیلات دوهفته ای می توان حکم به انتها نیمه نخست مارتن سریال های ویژه نوروز برای جذب مخاطب داد.
می توان تا همین جا مروری بر سریال های پخش شده از شبکه های مختلف سیما داشت و بررسی کرد تا اینجای کار هر یک از سریال ها چه کارنامه ای داشته اند و هر یک برای ادامه این مسیر چه شروطی لازم دارند تا مخاطبشان را حفظ کنند.
شبکه یک؛ سریال پایتخت
سریال «پایتخت ۶» به کارگردانی سیروس مقدم با همه حواشی و جنجال ها بالاخره با دو قسمت پایانی به سرانجام رسید. دو قسمتی که البته بیش از یک اختتام بندی متناسب با قصه های طرح شده در نوروز گذشته در این مجموعه، بیشتر یک سرهم بندی بود و طرفدارانش را با حسرت نسبت به برند محبوب خود مواجه کرد!
این سریال طبق آمار سایت تلوبیون در همین دو قسمت حدود ۲ میلیون مخاطب داشت. قسمت اول حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار و قسمت دوم حدود ۸۰۰ هزار مخاطب داشته است و برای سریالی که همیشه مخاطب چند میلیونی داشته است خودش یک افت مخاطب طی دو قسمت پایانی شمرده می شود.

سیروس مقدم کارگردان «پاپتخت» در بهار یک سال پیش اعلام نموده بود که ۲ قسمت پایانی این سریال طلب مردم از این تیم است و محقق ساختن این وعده یک سال کامل طول کشید که ابتدا به سبب کرونا به تعویق افتاد و پس از آن هر بار کمتر توضیحی درباره آن از جانب تلویزیون و عوامل اطلاع رسانی می شد. در عین حال در طول این مدت یک ساله هم حاشیه های مختلفی برای سریال پیدا شد که با اهمیت ترین آنها نامه رئیس صداوسیما به معاون خود برای یافتن ستون پنجم دشمن برای پخش یکی دو صحنه در سریال بود!
ماجرای ستون پنجم و این نامه آنقدر عجیب بود که خیلی زود سرتیتر همه رسانه های داخلی و حتی بعضاً خارجی شد. نامه ای که هیچ پاسخی از جانب معاون سیما بعنوان جواب رسمی نداشت، تیم تولید هم که بیشتر درگیر دیگر پروژه های خود شدند، تا اینکه بالاخره در آستانه اسفندماه دو قسمت پایانی «پایتخت» کلید خورد و پس از آن طی یک جلسه بین عبدالعلی علی عسکری رئیس رسانه ملی و سیروس مقدم، معمای ستون پنجم دشمن باردیگر مطرح شد! با این توضیح از طرف آقای کارگردان درباره آن سکانس های جنجالی که «این اتفاق سو نیتی برنامه ریزی شده نبوده است!»
حال با مرور آنچه از این سریال دیده ایم به شروط موفقیت سریال در فصل های بعدی خواهیم پرداخت.
آنچه در ۲ قسمت پایانی «پاپتخت ۶» دیدیم
دو قسمت پایانی فصل ششم «پایتخت» ۲۹ و ۳۰ اسفند پخش شد؛ دو قسمتی که بیشتر شبیه آش شله قلم کاری شده بود که از هر اتفاق و ایده یک مشت در آن ریخته اند! این دو قسمت که در قصه چند ماهی با قسمت های قبلی فصل ۶ فاصله داشت با حضور نقی در کلانتری و دستبند به دست آغاز شد. هما به سبب آنچه که در قصه گفته می شود نقی کرونا داشته است و با انتقال ویروس به پدر هما موجب مرگ او شده است با او قهر بود. بهبود در آسایشگاه بستری است و فهیمه فقط گاهی به او سر می زند که در سریال هم دیده نمی گردد. در این دو قسمت سلسله ای از حوادث رخ داد که نه یک خط داستانی در قالب سینمایی دو قسمتی داشت و نه توانست اختتام بندی برای داستان هایی باشد که در قسمت های قبلیفصل ششم باز شده بود. تنها وجه اشتراک همین بود که شخصیت های «پایتخت» هر کدام یک باره با اتفاقاتی مواجه گشتند که در یک قسمت شروع و در قسمت بعدی تمام شد! شوخی های سریال مثل بازگشت به گذشته، شیاف خوردن ارسطو و حتی درام هایی چون شفای یک باره پاهای بهتاش تأثیر چندانی در روند قصه، اتفاقات و طبیعتاً روی مخاطب نداشت.

شرط توفیق «پایتخت» در فصل هفتم
حمید شاه آبادی معاون سیمای رسانه ملی که چند ماهی است در این سمت حضور دارد در نشست خبری برنامه های نوروزی سیما که در آخر سال انجام شد درباره ساخت «پایتخت ۷» بیان کرده است که تصمیم برای ساخت فصل هفتم پایتخت جدی است و در ادامه تاکید کرده که محتوا و فیلمنامه برایشان بسیار مهم می باشد.
خود سیروس مقدم هم روز گذشته در گفتگویی بیان کرد همچنان روی خاصیت های مثبت این دو قسمت از دید خود تاکید کرده و آنرا پایتختی ترین پایتختی می داند که تا حالا ساخته است. با این وجود باز هم شروطی گذاشته و بیان کرده است: «ما همیشه به دنبال قصه های جدید هستیم و این برند با تدبیر مدیران و تلاش تیم سازنده و درک بالای مردم قوام پیدا کرده است، اگر این سه رکن همچنان کنار هم بمانند پایتخت های ۷، ۸، ۹ و.. هم ایجاد می شود.» شروطی که قبل از این و در آخر هر فصل روی آنها تاکید کرده است.
با این حال باید دید معاونت سیما باتوجه به ضعف شدید دو قسمت پایانی «پایتخت۶در روایت، پرداخت قصه و خرده داستان ها همچنان بر تولید آن اصرار دارد؟ و اگر تولید آن به تخریب های بیشتر این برند موفق بینجامد باز هم برای ساختش هزینه های هنگفت را تقبل می کنند یا خیر؟ به هر حال کسی تردیدی ندارد که «پایتخت» برند محبوبی بود که توانست بعنوان الگویی از معرفی یک خانواده ایرانی و ملی باشد و کاراکترهایی را برای مردم به چهره هایی همیشه آشنا ارائه کند اما این سریال در فصل ششم با خودزنی به تخریب آنچه خود بنا کرده بود پرداخت و حتی دو قسمت پایانی هم نتوانست نقش نجات دهنده را برای آن ایفا کند.
پس اگر واقعاً نجات و حفظ این برند محبوب مهمست باید فیلمنامه به جد اهمیت داشته باشد نه اینکه با اضافه کردن نویسندگان به شکل فرمالیته منتهی شود.
اگر دنبال دلیل هم می گردید می توان به کامنت های آخرین پست محسن تنابنده در اینستاگرام و بازخوردهای فراوان مردم در اظهار نارضایتی از قصه و فیلمنامه سریال اشاره نمود که انتظار اثر بهتری از عوامل «پایتخت» را داشته اند.
شبکه یک؛ سریال «نون. خ ۳»
سریال «نون. خ ۳» از شروع نوروز به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه کنندگی مهدی فرجی روی آنتن شبکه یک سیما رفت. همین طور امیر وفایی نویسندگی این سریال را برعهده دارد که در فصل های قبلی هم حضور داشت.
البته در آخر سریال و در قسمت تیتراژ پس از نویسنده از بهرام توکلی هم تشکر می شود که نشان دهنده همکاری این کارگردان و فیلم نامه نویس با تیم نویسندگان این مجموعه داد؛ خبری که قبل از این خبرگزاری مهر آنرا مخابره کرده بود اما از طرف عوامل تکذیب شد!

سریال «نون. خ» از نخستین شب نوروز ۱۴۰۰ روی آنتن شبکه یک رفت و تا امروز ۷ قسمت از آن پخش شده است که طبق آمار تلوبیون حدود ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار مخاطب داشته است.
آنچه تا حالا در «نون. خ ۳» دیده ایم
فصل سوم سریال «نون. خ» با مراسم عروسی شیرین دختر نورالدین شروع شد که در همان قسمت دوم خانواده ها درگیر ماجرای غیب شدن فریبرز خواستگار شیرین شدند. ماجرای غیب شدن و پیدا شدن فریبرز در چند قسمت طول کشید و با موقعیت های مختلفی همچون بدشانسی های گوناگون او شوخی شد. از جانب دیگر داماد دیگر نوری مهیار که نقش او را پاشا جمالی بازی می کند بعنوان راهنمای تور فعالیت دارد و قصه هایی فرعی هم با حضور ژاپنی ها و چینی ها با محور او دنبال می شود.
همچنین در این فصل داماد دیگر نوری هم که علی صادقی نقش او را بازی می کند به روستا می آید و درحالیکه کرونا دارد به جمع این خانواده می پیوندد.
در همین چند قسمتی که از داستان گذشت قلاب «نون. خ» به تور مخاطب افتاده و آنها را درگیر خود کرده است. شاید یکی دو قسمت اول کمی کش آمد تا مخاطب باردیگر با این خانواده همراه شود و ریتم اتفاقات کمی کند بود اما از قسمت دوم به بعد هم ریتم اتفاقات تندتر شد هم شوخی ها بیشتر برای مخاطب جذاب.
شوخی ها هم مثل دو فصل قبل هم به صورت طنازی و کنایی هم به اتفاقات روز جامعه و هم اتفاقات و شخصیت های جهانی می پردازد مثل وقتی دختران کرد نورالدین از زندگی جانی دپ یا قیافه دیوید بکهام سخن می گویند! از طرفی فانتزی هایی هم که با بدشانسی شخصیت فریبرز مثل خودکشی و صاعقه زدن به او صورت می گیرد بر نمک قصه افزوده است.
برگ برنده این قصه اما هنوز شخصیت های فرعی اما جذابی مثل «سلمان» و «روناک» هستند که حضورشان در این فصل پررنگ تر هم شده است و بازی های طبیعی شان حتی بیشتر از بازیگران چهره تری مثل علی صادقی یا کاراکترهایی مثل پاشا جمالی به چشم آمده است. در این فصل یدالله شادمانی هم در نقش شوهر خواهر نوری به قصه اضافه شده که حضور او هم به طنازی های قصه کمک کرده است.

شرط توفیق «نون. خ ۳» در ادامه راه
این فصل از سریال «نون. خ» قرار بود روی گیاهان دارویی و معدن متمرکز شود. گیاهان دارویی نه به شکل یک خط داستانی پررنگ اما به صورت خرده قصه هایی مطرح گردیده است. معدن طلا نیز ماجرایی است که کم کم قصه دارد به آن ورود پیدا می کند و شاید لازم است قصه برای ورود به داستان اصلی کمی تندتر جلو برود.
یکی از خاصیت های فصل دوم سریال این بود که در کنار قصه اصلی که کردهای منطقه با زلزله رو به رو شده بودند موقعیت ها، شوخی ها و دعواها و خرده داستان ها را می دیدم. در این فصل قصه هنوز وارد داستان اصلی نشده و یک شرط توفیق سریال می تواند همین قصه ای باشد که در ادامه هرچقدر کشش و جذابیت آن بیشتر باشد بیشتر مخاطبش را جذب خواهدنمود. از دیگر قصه های روز هم کروناست که این سریال آنرا به تصویر کشیده است و بازیگران حین یک کار ماسک دارند.
«نون. خ» در همین قسمت هایی که پخش شده، کم توفیق به دست نیاورده و مخاطبش را راضی کرده است با این وجود این مجموعه دارد به یک برند محبوب با کاراکترهای غیرمعروف تبدیل می شود و همین حساسیت و وسواس روی قصه ها و شوخی های بکر را شوخی می کند که می تواند این جایگاه را تا جلو رفتن برای یک اثر پرمخاطب چند فصلی محفوظ نگه دارد.
شبکه دو؛ سریال «هم بازی»
سریال «هم بازی» به کارگردانی سروش محمدزاده و تهیه کنندگی نوید محمودی تولید شده است. این نخستین سریال سروش محمدزاده در تلویزیون است و نویسندگی آنرا وحید حسن زاده و مریم اسمی خانی به صورت مشترک به عهده داشته اند.

این مجموعه از چند روز پیش از نوروز روی آنتن شبکه دو سیما رفت و این شانس را داشت که مخاطبش را زودتر پیدا کند.
تاکنون ۱۰ قسمت از این سریال از شبکه دو سیما پخش شده است که مخاطب کمتری نسبت به شبکه یک و سه دارد و حدود ۶۵۰ هزار مخاطب دارد.
آنچه تا حالا در «هم بازی» دیده ایم
«هم بازی» یک سریال ملودرام است که محور آنرا جوانان و روابط شأن می سازند که دو شخصیت اصلی سریال، مهران با بازی حسین مهری و لیلا با بازی دیبا زاهدی که با هم فامیل هستند، مقرر است به اصرار پدربزرگشان با یکدیگر ازدواج کنند البته در همین قسمت های که روی آنتن رفته است مشخص می شود مهران شخص دیگری به نام آوا را دوست دارد و حتی از او خواستگاری هم می کند.
لیلا هم در شرکتی کار می کند که رئیس آن بهروز با بازی کامران تفتی است و بااینکه او هم دخترخاله ای به نام نوشین دارد که دوستش دارد با این وجود تمایل چندانی به نوشین ندارد.
«هم بازی» جز معرفی این روابط نکته ویژه دیگری را تا حالا عرضه نکرده است. در نمایش خود روابط هم چه عاشقانه اش که بین مهران و آوا برقرار است و چه عدم علاقه ای که بین او و لیلا وجود دارد درام درگیر کننده ای برای مخاطب ایجاد نکرده است و درواقع با آنکه یک سریال عاشقانه است اما عشق مهران به آوا گیج و گنگ است و ارتباط کلامی یا حسی خاصی بین آنها رخ نمی دهد. این سریال حتی یک گام از خود آثار قبلی نوید محمودی که به همراه برادرش جمشید محمودی ساخته می شد عقب تر است.
اتفاقات به کندی رخ می دهد و لیلا و مهران هنوز نتوانسته اند پدربزرگ را قانع کنند تا به او بگویند که هیچیک تمایلی به هم ندارند.

شرط توفیق «هم بازی» در ادامه راه
سریال «هم بازی» در همان قسمت های اول ایده اش را بیان کرد و از این پس چالش این سریال و اجبار خانواده به ازدواج دختر و پسری که به هم علاقه ندارند اگر بیشتر از چند قسمت طول بکشد به مثابه کشدار شدن قصه است.
مخاطب هم می داند که دختر و پسر امروزی حاضر نیستند به خاطر یک زمین که مقرر است پدربزرگ پس از عروسی به آنها کادو بدهد بپذیرند که با هم ازدواج کنند خصوصاً که هیچیک در وضعیت تنگنای اقتصادی قرار ندارند. برای مهران موقعیت ویژه ای قرار دارد که از جانب پدر آوا کاملاً تامین است و لیلا هم دختر کارآفرینی است که قاعدتاً نباید یک زمین دل ببندد بدین سبب قصه تا اینجا نکته ای نداشته است که بخواهد او را درگیر خود کند و اتفاقاً سریال باید زودتر از اینها وارد قصه های جدیدتری می شد یا برگ جدیدی از این روابط رو می کرد.
سریال های ملودرام یا پرداختی جدید نسبت به یک عاشقانه دارند یا اتفاقات مختلفی برای دو طرف رابطه رخ می دهد با این وجود در این سریال هنوز هیچیک از اینها به وجود نیامده است. مخصوصاً که در این سریال چندین رابطه اصلی و فرعی وجود دارد که گاهی گریزی به هر یک زده می شود و دیگر مخاطب نمی تواند با فرعی ترها مثل خواستگاری احمد از روشنا دختری که مقرر است به کابل بازگردد ارتباط برقرار کند.
شبکه سه؛ سریال «گاندو ۲»
سریال «گاندو ۲» به کارگردانی جواد افشار و نویسندگی آرش قادری روانه آنتن نوروزی شبکه سه شده است. همین تیم با همراهی مجتبی امینی تهیه کننده و بازیگران ثابت سریال فصل اول را هم در حدود ۲ سال پیش ساختند که با استقبال زیادی از جانب مخاطبان نسبت به یک سریال امنیتی و جاسوسی رو به رو شد.

حاشیه ها و فشارهایی که این سریال در فصل اول در زمان پخش و پس از آن برایش پیش آمد موجب شد فصل دوم در سکوت خبری کلید بخورد و حتی تا چند روز مانده به نوروز ۱۴۰۰ کسی نداند که مقرر است این مجموعه در این ایام روی آنتن شبکه سه برود.
تاکنون ۷ قسمت از این سریال در شبکه پربیننده سه پخش شده است و حدود ۲ میلیون ۳۵۰ هزار مخاطب داشته است.
آنچه تا حالا در «گاندو ۲» دیده ایم
فصل اول «گاندو» با قصه فرود آوردن الزامی هواپیمای یک آقازاده کله گنده که از قضا مفسد اقتصادی هم هست به یکی از پربیننده ترین قسمت های سریال تبدیل شد. همین شیوه برای درگیری و غافلگیری مخاطب در فصل دوم هم ارائه شد و ماجرای این فصل با یکی از پرونده های جنجالی امنیتی و سیاسی شروع شد. نخستین سکانس های سریال با حرکت تویوتاهای بیابانگرد در جاده آغاز شد و فردی را نشان می داد که با چشم بند و دستبند به دست در ماشین قرار داده شده است.
بعد از کمی صحرا و بیابان گردی این فرد به هلی کوپترهای نظامی منتقل شد و بعد از چند وسیله نقلیه در نهایت با خودرو های شخصی و با تدابیر ویژه امنیتی به تهران رسید. تدابیر ویژه ای که از چشم بند و ویدئویی که قبل از این از روح الله زم دیده شده بود همانندسازی با نحوه دستگیری او برای مخاطب تداعی شد.
بعد از این پرونده البته سریال «گاندو» وارد پرونده های بعدی شد و هر چند روز یک دفعه به یک پرونده ورود کرده است که آخرین آن توقیف نفتکش انگلیسی بوده است. نفتکش انگلیسی که در تابستان سال ۹۸ توسط سپاه توقیف شد خلاف قوانین و مقررات دریانوردی به سمت آب های خلیج فارس حرکت کرده بود. این نفتکش و ملوانان آن در سکانسی از سریال حضور دارند و با همان شخصیت های واقعی این صحنه بازسازی شده است.
سریال «گاندو» در قسمت اول ورود خوبی داشت و باتوجه به مخاطبی که این سریال را در فصل قبل دنبال می کرد نخستین قسمت آن با بیش از ۶۰۰ هزار مخاطب توانست شروع موفقیت آمیزی را تجربه کند.

شرط توفیق «گاندو ۲» در ادامه راه
«گاندو» تا کنون مسیر استانداردی را در ساختار و قصه جلو رفته است. در همین چند قسمت هم چند عملیات امنیتی نمایش داده است و هم قصه با چند پرونده موازی و همزمان جلو رفته است؛ از قصه پرونده روح الله زم تا نفتکش امنیتی و حالا پرداختن به جاسوسی که بعنوان مشاور رسانه ای در تیم مذاکره هسته ای مشغول کار است ظاهراً این همان قصه اصلی است که سریال مقرر است محور قرار دهد و باید همچون پرونده جیسون رضائیان منتظر اتفاقاتی حاشیه ای و جنجالی بود.
فاصله گرفتن از برخی دیالوگ ها و موقعیت های شعاری که کارکردی در پیشرفت دراماتیک قصه اصلی ندارند، می تواند یکی از با اهمیت ترین برگ برنده های سریال در نیمه دوم مسیر خود برای جذب مخاطب بیشتر باشد.
پرداخت به پرونده های امنیتی و جاسوسی مخاطبی جدی دارد که با رصدی دقیق تر از یک سریال کمدی یا ملودرام اثر را تحلیل می کند. از متن و فرامتنی که مورد نظر سریال است تا ساختار کارهای امنیتی و حتی تطبیق آنها با آثار روز و یک نکته که معمولاً در این سریال ها باید به آنها اهتمام شود همین واکاوی و نزدیکی اتفاقات دراماتیزه شده به پرونده هایی است که سراغش می روند، نکته ای که «گاندو» توانسته تا حدودی موفق هم عمل کند.
شبکه پنج؛ سریال «نوروز رنگی»
«نوروز رنگی» به کارگردانی و نویسندگی علیرضا مسعودی تولید شده است و هر شب از شبکه پنج سیما ایجاد می شود و این سریال هم مثل «نون. خ» کمتر بازیگر چهره دارد.

این دومین سریال مسعودی در مقام کارگردان است که با حدود ۵ قسمت پخش شده از آن و در شبکه ای که البته کمتر دیده می شود در تلوبیون حدود ۶۵۰ هزار مخاطب دارد. آمار این سریال و «هم بازی» تقریباً به صورت برابر پیش می رود و باید دید در این رقابت تا یک میلیونی شدن، کدام یک پیشتاز خواهد شد.
آنچه تا حالا در «نوروز رنگی» دیده ایم
سریال «نوروز رنگی» در فضایی کمدی و طنز روی آنتن رفت و قصه خانواده ها و روابط همسایه های یک محله را در دهه ۶۰ نشان میدهد. در دوره ای که بتازگی تلویزیون رنگی وارد خانه ها شده است و حالا یکی از اهالی محله یکی از همین تلویزیون های رنگی خریداری نموده است و هر شب باقی همسایه ها برای تماشای رنگی برنامه ها به خانه او می روند.
در چند قسمتی که از این سریال روی آنتن رفت داستان بیشتر از یک قصه یک خطی روی تک موقعیت های طنازانه سوار بوده است.
موقعیت هایی که به سبب پرداخت به دهه ۶۰ و نوستالژی های آن زمان مخاطب را با خود همراه هم می کند مثل قطعی گاه و بیگاه برق، دورهمی خانواده ها و همسایه ها در یک خانه، روابط گرم و صمیمی و شوخی هایی که بیشتر جواد خواجوی با نقش جواد و حمیدرضا حافظ شجری پسر تپل خانواده با نقش جعفر منشأ آنها هستند.
قیافه ها و گریم های دهه شصتی و لباس ها و فضای آن زمانی بیشترین دلیلی است که این چند روز مخاطبان با سریال ارتباط برقرار کرده اند.

شرط توفیق «نوروز رنگی» در ادامه راه
همانطور که گفته شد هنوز پس از پنج قسمت قصه اصلی سریال معین نیست و بیشتر روی تک شوخی ها سوار بوده است. شوخی هایی که البته جذاب است اما باتوجه به سریال ها، برنامه ها و فیلم های مختلفی که در این فضا ایجاد می شود طراحی و قصه بیشتری می طلبد که بتواند مخاطبش را در ایام بعد هم با خود همراه کند.
به ویژه که سریال تلاش زیادی برای فراهم کردن فضای دهه ۶۰ نداشته است و دکوری بودن فضا، رنگ سبز دیوارهای خانه … مشخص است. نماها اکثراً به یک قاب کوچک منحصر می شود و شاید به ندرت یک فضای لانگ شات ببینیم که بتوان یک کوچه، خیابان، مغازه یا فضای بزرگ در تاریخ دهه ۶۰ دید. بااینکه که تولید، لوکیشن و معماری آن فضا دشوار است اما مخاطب خیلی راحت به واقعی نبودن و دکوری بودن چنین فضایی پی می برد.
طراحی شوخی ها از همان نوستالژی ها فراتر نمی رود و بامزه بودن فرزند کوچک خانواده بااینکه یک کاراکتر جدید است که خیلی زود هم در دل مردم راه باز کرده است با این وجود بدون قصه و طراحی های درست برای شخصیت سازی نمی تواند بیش از این طنازی داشته باشد.
دوبله مشهدی سریال یکی از جذابیت های مجموعه است که فارغ از یک سریال آپارتمانی به آن تنوع شنوایی بخشیده است و بر مفرح بودن کار افزوده است. بااینکه که در همین فضا باز هم نکته هایی نسبت به کاراکترها وجود دارد مثل رابعه اسکویی بعنوان همسر تهرانی یک مرد مشهدی فرزندانی دارد که لهجه مشهدی را خیلی غلیظ استفاده می نمایند. درحالیکه کمتر در واقعیت می تواند این چنین باشد مثل هما در سریال «پایتخت» که فرزندانش هم مثل او لهجه ندارند.


منبع:

1400/01/07
23:58:35
5.0 / 5
347
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۴
کنکور دکترای هنر
phdhonar.ir - تمام حقوق برای كنكور هنر محفوظ است

كنكور هنر

کنکور دکترای هنر