آنچه در نقد سینما گذشت؛

سینمای ایران چرا به علی حاتمی ظلم كرد؟

سینمای ایران چرا به علی حاتمی ظلم كرد؟ بهروز افخمی، آرش خوشخو و پوریا ذوالفقاری در برنامه نقد سینما به طرح نكاتی درباره خاصیت های سینمای علی حاتمی و واكنش های سینمای ایران به میراث او پرداختند.



به گزارش کنکور هنر به نقل از روابط عمومی برنامه تلویزیونی «نقد سینما»، هشتمین قسمت از فصل جدید برنامه «نقدسینما» جمعه شب ۲۴ مردادماه روی آنتن شبکه پنج رفت. در این قسمت از برنامه علاوه بر گفتگوهای ویژه به بهانه زادروز زنده یاد علی حاتمی به بررسی لیست گواهی مالکیت فیلم های سینمای ایران نیز پرداخته شد.
۲۳ مردادماه سالروز ولادت علی حاتمی کارگردان مولف و صاحب امضای سینمای ایران بود. به همین بهانه برنامه «نقد سینما» در چارچوب ویژه برنامه ای به بازخوانی کارنامه و میراث این سینماگر پرداخت. امیررضا مافی در بخش نخست برنامه میزبان آرش خوشخو و پوریا ذوالفقاری بود.
علی حاتمی و ظلمی که سینمای ایران در حق او کرد
ذوالفقاری در آغاز درباره سینمای علی حاتمی اظهار داشت: به نظر من سینمای علی حاتمی سه ضلع دارد که خیلی هم میان آنها نمی توان خط واضحی کشید. یک ضلع آن تاریخ و آثاری هستند که کاراکترهایشان مابه ازای مشخص تاریخی مثل ستارخان و کمال الملک دارند. ضلع دیگر تاریخ اجتماعی ماست و اینکه در یک دوران چه چیزی در کوچه و خیابان جریان داشته و ضلع دیگر فرهنگ فولکلور ایران همچون حسن کچل و حاجی واشنگتن بوده که این ها قبل تر در فرهنگ عامه ما وجود داشته است.
وی افزود: نکته مهم درباره سینمای علی حاتمی این است که وی در فرهنگ فولکلور و روایت فرهنگ اجتماعی به آسانی دخل و تصرف می کرد و از جایی به بعد در کارنامه فیلمسازی اش به این نتیجه مهم رسید که تاریخ هم در آخر یک روایت است و احساس می کند خیلی نیاز به وفاداری به آن نیست. شما وقتی فیلم «ستارخان» را می ّبینید، مشخص است که حاتمی تلاش داشته وفادار به تاریخ باشد، وقتی به «حاجی واشنگتن» می رسیم دیگر آن حساسیت کمتر شده و در «کمال الملک» دیگر حاتمی دارد با شخصیت های تاریخی، روایت خودش را ارائه می دهد.
خوشخو: نکته مهم سینمای علی حاتمی، هویت ملی است. فیلم ایرانی و فرهنگ ایرانی در سینمای علی حاتمی معنا پیدا می کند. این فرهنگ ایرانی در دهه ۶۰ به شدت مورد طرد منتقدان سینما قرار می گرفت و این اتفاق بدی بود. سال ۶۸ که فیلم «مادر» در جشنواره فجر اکران شد تقریباً تمام منتقدان مهم مقابل اش نقد نوشتند و آن مرتجعانه دانستند آرش خوشخو هم ضمن تأیید سه ضلع یاد شده ذوالفقاری، در ادامه اظهار داشت: نکته مهم سینمای علی حاتمی، هویت ملی است. فیلم ایرانی و فرهنگ ایرانی در سینمای علی حاتمی معنا پیدا می کند. این فرهنگ ایرانی در دهه ۶۰ به شدت مورد طرد منتقدان سینما قرار می گرفت و این اتفاق بدی بود. سال ۶۸ که فیلم «مادر» در جشنواره فجر اکران شد تقریباً تمام منتقدان مهم مقابل اش نقد نوشتند و آن مرتجعانه دانستند.
خوشخو در توضیح دلیل این واکنش منتقدان اظهار داشت: در آن دوران در جریان نقد سینما ما ۲ رویکرد عمده داشتیم، یکی طرفداران نظریه مولف که معنای مدنظر خود از سینما را در آثار بهرام بیضایی می دیدند و حتی فیلم های به نظر من ضعیف کارنامه او مانند «شاید وقتی دیگر» و «باشو غریبه کوچک» را هم تقدیس کردند. البته بیضایی فیلم های خوبی هم داشت اما این آثارش تقدیس شدند، این بلا سر سینمای مسعود کیمیایی هم آمد و فیلم های خوبی مانند «سرب» و «دندان مار» به شدت تخطئه شدند. «هامون» و «اجاره نشین ها» ی مهرجویی هم از جانب منتقدان تخطئه شدند.
وی اضافه کرد: جریان دیگری هم در نقد سینمای ایران در آن سال ها وجود داشت که گرایش چپ داشتند و ریشه اش هم در مجله «سروش» دهه ۶۰ بود. این ها هم فیلم های حاتمی را کهنه پرست و ارتجاعی می دانستند. این فضا برای علی حاتمی حتما دردناک بوده است. به خصوص که حاتمی تنها کسی بود که توانست سینمای شاعرانه را در سینمای ایران خلق کند.
ذوالفقاری در تأیید یادآوری های خوشخو اضافه کرد: علی حاتمی هیچ گاه برای فیلمنامه هایش نامزد سیمرغ نشد و علاوه بر منتقدان، جشنواره های ما هم روی خوشی به آثارش نشان ندادند. تنها نامزدی علی حاتمی در جشنواره فجر برای طراحی لباس فیلم «دلشدگان» بود که آنرا هم به او ندادند. علی حاتمی چه قبل و چه پس از انقلاب، آثار ساخته نشده بسیاری داشته است. علی حاتمی می خواست فیلمی به نام «مشروطه» بسازد که اگر ساخته بود امروز آسان تر می توانستیم درباره ابعاد تاریخی کارنامه او صحبت نماییم.
آرش خوشخو با اشاره به بحث فیلمنامه نویسی حاتمی اظهار داشت: پس از درگذشت علی حاتمی آخرین فیلمنامه ایشان یعنی «تختی» به دست خیلی از فیلمسازان و اهالی سینما رسید اما واقعیت این است که هیچکس غیر از خودش نمی توانست آنرا بسازد چونکه در واقع هیچ چیز جز توصیفات شاعرانه و جملات مبهم نبود. شاعرانگی سینمای حاتمی، این است که در بعضی سکانس ها حسی را خلق می کند که به نظرم بی نظیر است در سینمای ایران.
در ادامه امیررضا مافی به وجه شاعرانه و نگاه استعاری و کنایی علی حاتمی در فیلمسازی اشاره نمود و این بحث را پیش کشید که شاید دلیل بی توجهی جریان اصلی نقد سینمای ایران در آن سال ها به آثار حاتمی، همین وجه بوده است.
خوشخو افزود: منظور از شاعرانگی در سینمای حاتمی، زبان شاعرانه نیست، ترکیب برخی سکانس های علی حاتمی چیزی شبیه نقاشی است که حسی از جنس شعر و تغزل را به وجود می آورد. نمی خواهم از همه آثار حاتمی دفاع کنم چه اینکه تحمل بعضی از آثارش برای من هم دشوار است اما می خواهم بگویم حاتمی توانست شاعرانگی را مانند هوا به برخی لحظات سینمای خود وارد کند، بدون اینکه به خود سختی بدهد. این همان وجه از سینمای حاتمی است که به آن بی توجهی کردیم.
ذوالفقاری: فیلمی مانند «حاجی واشنگتن» نشان میدهد علی حاتمی پاسدار متعصب فرهنگ نیست و نگاه پالایش گر و انتقادی نسبت به فرهنگ هم دارد. متأسفانه قسمتی از جریان نقد ما بیشتر مواد و متریال فیلم های حاتمی را دیده اما به این توجه نداشته که حاتمی با آنها چه کرده است این منتقد سینما در ادامه با تاکید مجدد بر بدعهدی سینمای ایران با علی حاتمی اظهار داشت: در دهه ۸۰ مجله فیلم ویژه نامه ای منتشر نمود تحت عنوان «سینمای ملی» که در رأی گیری منتقدان فیلم «مادر» در رأس لیست قرار گرفت. یعنی همه آن منتقدان، ۲۰ سال پس از اکران «مادر» تازه به این نتیجه رسیدند که «مادر» بهترین مصداق برای سینمای ملی است و از این منظر معتقدم ما به علی حاتمی ظلم کردیم.
در بخش بعدی این گفتگو پوریا ذوالفقاری به توجه علی حاتمی به محذوفان از تاریخ اشاره و عنوان کرد: فیلمی مانند «حاجی واشنگتن» در ادامه همین نگاه به تاریخ ایجاد می شود. آنچه برای حاتمی جذاب بوده انزوا و دورافتادن این کاراکتر بوده، این فیلم همان فیلمی است که نشان میدهد علی حاتمی پاسدار متعصب فرهنگ نیست و نگاه پالایش گر و انتقادی نسبت به فرهنگ هم دارد. متأسفانه قسمتی از جریان نقد ما بیشتر مواد و متریال فیلم های حاتمی را دیده اما به این توجه نداشته که حاتمی با آنها چه کرده است.
وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به علاقه حاتمی به مثنوی اضافه کرد: مدیوم مناسب برای علی حاتمی فکر می کنم تلویزیون بود چونکه علاقه داشت به طراحی داستان از زاویه شخصیت های مختلف و حتی فیلمی مانند «مادر» را که نگاه می کنم احساس می کنم چقدر می توانست درباره هر یک از این کاراکترها داستان پردازی و حتی تا ۱۰ ساعت دیگر هم ادامه پیدا کند. شاید برای همین است که «هزاردستان» بیشتر در کارنامه اش دیده شد. گویی در مدیوم تلویزیون آزادی عمل بیشتری برای رسیدن به فرم مطلوب خودرا داشته است.
ذوالفقاری و خوشخو در ادامه «سوته دلان»، «حاجی واشنگتن» و «مادر» را بعنوان بهترین فیلم های علی حاتمی معرفی کردند.
ذوالفقاری در این بخش بار دیگر تاکید کرد: علی حاتمی از جایی به بعد به این نتیجه رسید که می خواهد دنیای خودش را خلق کند. شما در «قلندر»، «ستارخان» و «طوقی» دیالوگ هایی را می بینید که بیشتر شبیه دیالوگ نویسی های آن روزهای سینمای ایران است، گویی هنوز آن اعتماد به نفس در حاتمی نبوده که دنیای خودش را بسازد. از «سوته دلان» است که گویی به خود می گوید بگذار مجید ظروفچی اینگونه حرف بزند، چه ایرادی دارد؟ مشکل منتقدانمان هم این بود که این فیلم ها را با دیگر فیلم های سینما قیاس کردند.
امیررضا مافی در این بخش پرسید: آیا امروز که تاریخ گذشته و بواسطه یک احساس عذاب وجدان نیست که برخی کاستی های سینمای علی حاتمی را نادیده می گیریم؟
خوشخو در پاسخ به این پرسش اظهار داشت: خیر اینگونه نیست. کاستی های سینمای حاتمی مشخص است. ما هم آنرا در مختصات سینمای ایران بررسی می نماییم. نکته مهم این است که حاتمی در دهه ۸۰ از طرف منتقدان کشف شد. منتقدی درباره فیلم های تارانتینو گفته بود جذابیت کارهای اخیر او مثل «روزی روزگاری در هالیوود» این است که او با مختصات و آدم های دنیای واقعی، دنیایی بهتر را در فیلم هایش برای ما خلق می کند، این همان کاری است که علی حاتمی هم برای ما کرده است.
خوشخو: مواجهه حاتمی با تاریخ اینگونه نیست. او به سبک مثلاً «بینوایان» سراغ یک مقطع تاریخ نرفته که بخواهد درام خودش را روایت کند. او دلبسته وقایع تاریخی است و با ترکیب این وقایع تاریخی می کوشد روایت خودش را خلق کند. این نوعی بی احترامی به علم تاریخ است که البته تاکید می کنم من نوعی آنرا پذیرفته ام این منتقد سینما در عین حال زاویه نگاه حاتمی به تاریخ را یک «ضعف ارگانیک» در فیلم هایش توصیف کرد و درباره آن اظهار داشت: سینما در ذهن مخاطب تبدیل به روایت می شود و قسمتی از روایت تاریخ در ذهن ما محصول فیلم های سینمایی است. ارائه روایت غیرحقیقی از تاریخ یکی از اشکالات فیلم های حاتمی است اما با محاسبه اینکه چه از دست داده و چه به دست آورده ایم، من همین گونه سینمای حاتمی را می پذیرم.
ذوالفقاری در ادامه این بحث اظهار داشت: در مقایسه با کاری که تارانتینو با تاریخ کرده، کارهای علی حاتمی محافظه کارانه است. نکته این است که در لابه لای روایت های تاریخی فضاهای خالی داریم که علی حاتمی از همین فضاها استفاده می نماید. گفتگویی با داوود میرباقری داشتم که می گفت «بعد از همه این فیلم ها و سریال هایی که ساخته ام فهمیدم که تاریخ را باید تخیل کنم». در این شکل تخیل کردن، علی حاتمی کاری کرده که کسی دیگری نکرده است. علی حاتمی مواد و متریال خودرا از تاریخ می گیرد اما آنرا بازیافت و بازآفرینی می کند.
خوشخو در پاسخ اظهار داشت: کاری که تارانتینو می کند، شوخی با تاریخ است و این سرخوشی در روایت فیلم هایش مشخص است اما حاتمی با لحنی کاملاً شاعرانه و جدی سراغ تاریخ رفته و بعید نیست کسی با دیدن کمال الملک احساس کند که واقعاً این نقاش چنین رابطه ای با پادشاه زمان داشته در صورتیکه واقعاً اینگونه نبوده؛ این از نقایص ارگانیک فیلم های حاتمی است که البته من کسی را درباره آن متهم نمی کنم و حتی آنرا دوست هم دارم.
مافی در این بخش تاکید کرد: علی حاتمی تعلق خاطر به تاریخ دارد اما گویی آثارش متعلق به تاریخ مشخصی نیست. دلش می خواهد در تاریخ سیر کند. چه اشکالی دارد که یک فیلمساز به تاریخ برود و درام خودرا روایت کند؟
خوشخو در پاسخ اظهار داشت: مواجهه حاتمی با تاریخ اینگونه نیست. او به سبک مثلاً «بینوایان» سراغ یک مقطع تاریخ نرفته که بخواهد درام خودش را روایت کند. او دلبسته وقایع تاریخی است و با ترکیب این وقایع تاریخی می کوشد روایت خودش را خلق کند. این نوعی بی احترامی به علم تاریخ است که البته تاکید می کنم من نوعی آنرا پذیرفته ام.
در بخش دیگری از این گفتگو، پوریا ذوالفقاری به بازیگری در سینمای علی حاتمی اشاره نمود و اظهار داشت: او سینماگری بود که از دانشکده هنرهای زیبا این گروه از بازیگران را می شناخت و خیلی زود فهمید که این گروه به درد سینمایش می خورند. البته معتقدم آنچه در بازیگری فیلم های علی حاتمی نادیده مانده، نقش دوبلورهاست. به نظرم دلیل اصلی ماندگاری بسیاری از دیالوگ های سینمای علی حاتمی، هنر صداپیشگانی است که تأثیر بسیار زیادی در بازی بازیگران فیلم های علی حاتمی داشته اند.
آرش خوشخو در جمع بندی مباحث خود اظهار داشت: واقعیت این است که زحمت و تلاشی را که علی حاتمی برخلاف خیلی از فیلمسازان تنبل و تن آسا برای سینمای ایران کشیده است، نمی توان فراموش کرد. حاتمی یک تنه شهرک سینمایی ساخت و پای آن ایستاد و ببنید چقدر یک نفر باید علاقمند و عاشق حرفه اش باشد که چنین میراثی از خود به جا بگذارد. علی حاتمی چهره ای خاص و یکه در سینمای ایران است.
انتشار لیست گواهینامه مالکیت فیلم ها و چالش شفافیت
در بخش «پرونده هفته» امیررضا مافی میزبان محمد صابری روزنامه نگار سینمایی بود و درباره «انتشار لیست گواهینامه مالکیت ۱۰۲۹ فیلم سینمای ایران» به گفتگو نشستند.
صابری در ابتدای این بخش به شعار «شفافیت» و اقدامات سازمان سینمایی ذیل این شعار اشاره نمود و اظهار داشت: حسین انتظامی در آغاز قبول مسئولیت در سازمان سینمایی تعریفی از «شفافیت» ارائه کردند که برمبنای زمانی می توان گفت شفافیت محقق شده است که امور قابل پیش بینی باشند. برمبنای این تعریف می توان به این پرسش پرداخت که آیا انتشار اینگونه داده ها مانند لیست گواهی مالکیت فیلم ها آیا به معنای شفاف سازی است؟
برخی رسانه ها به اشتباه به تحلیل غیبت این نام ها در لیست سازمان سینمایی پرداختند و آنرا سندی بر نوعی پنهان کاری دانستند اما واقعیت این است که طبق توضیح مسئولان سازمان سینمایی این آثار تا کنون درخواستی برای صدور پروانه مالکیت نداشته اند و از نظر قانونی همه فیلم ها ملزم به داشتن پروانه مالکیت نیستند وی ادامه داد: لازمه تحقق شفافیت با این تعریف، عبور از مرحله انتشار صرف داده هاست و معتقدم آنچه تا امروز در این فضا شاهد آن بوده ایم حتی در گام اول هم موفق نبوده، انتشار این داده ها در راه رسیدن به شفافیت حتما اتفاق مبارکی است اما تازه گام اول است.
این روزنامه نگار سینمایی با اشاره به رویکرد هیجانی و واکنشی در انتشار لیست ها از طرف سازمان سینمایی اظهار داشت: در سال ۹۷ و در آستانه جشنواره سی و هفتم فیلم فجر حرف و حدیث های بسیاری درباره ورود پول های کثیف و بادآورده به فیلم ها مطرح بود و در نشست های رسانه ای هم دراین زمینه از عوامل فیلم پرسش می شد، در آن زمان سازمان سینمایی در اقدامی که با استقبال رسانه ها هم مواجه گردید، لیست سرمایه گذاران فیلم های جشنواره را منتشر نمود. امروز ۲ سال از آن روز می گذرد اما این اتفاق دیگر تکرار نشد و گویی بنا نبود انتشار آن داده ها به صورت یک روال منطقی و دنباله دار ادامه پیدا کند. این جنس اطلاع رسانی های نوبه ای و فصلی به نظرم نمی تواند کمک نماید در آینده ای نزدیک به نقطه ایده آل در زمینه شفافیت برسیم.
صابری با اشاره به لیست گواهینامه مالکیت فیلم ها اظهار داشت: پس از انتشار این لیست سوءبرداشتی نسبت به آن صورت گرفت و گویی این لیست، لیست سرمایه گذاران فیلم هاست در حالی سرمایه گذار یک فیلم با مالک امروز آن تفاوت ماهوی دارد. در یک فرآیندی فیلمی می تواند با سرمایه مشخصی تولید شده اما محصول نهایی به مالکیت غیر درآمده باشد. برخی حتی احساس کردند که با انتشار این لیست شائبه هایی که درباره سرمایه گذاری های مشکوک در بعضی فیلم های سینمایی در سال های گذشته مطرح شده بود، برطرف شده است در صورتیکه اینگونه نیست و این لیست فقط معرف مالکان امروز آثار است.
این روزنامه نگاری در ادامه اهم واکنش های رسانه ای نسبت به انتشار لیست گواهی مالکیت فیلم های را مرور کرد و درباره مهمترین این واکنش ها یعنی اشاره به غیبت نام برخی فیلم ها در لیست توضیح داد: بر طبق توضیح سازمان سینمایی فیلم هایی که در این لیست نیستند، آثاری هستند که یا تقاضایی برای دریافت پروانه مالکیت نداشته اند یا هنوز پروسه صحت سنجی مدارک را برای صدور پروانه طی کرده اند.
صابری در ادامه با اشاره به نام فیلمسازانی چون عبدالرضا کاهانی، جعفر پناهی، مصطفی کیایی، محمدمهدی عسگرپور و اصغر فرهادی که همه یا قسمتی از آثارشان در این لیست درج نشده است، اظهار داشت: برخی رسانه ها به اشتباه به تحلیل غیبت این نام ها در لیست سازمان سینمایی پرداختند و آنرا سندی بر نوعی پنهان کاری دانستند اما واقعیت این است که طبق توضیح مسئولان سازمان سینمایی این آثار تا کنون درخواستی برای صدور پروانه مالکیت نداشته اند و از نظر قانونی همه فیلم ها ملزم به داشتن پروانه مالکیت نیستند.
سهم فیلمسازان خصوصی و نهادهای دولتی در مالیکت فیلم های مندرج در لیست، مبحث دیگری بود که محمد صابری توضیحاتی درباره آن ارائه نمود.
این روزنامه نگار در ادامه تاکید کرد: ای کاش سازمان سینمایی در کنار لیست مالکان، لیست دیگری را هم منتشر می کرد ناظر به سرمایه گذاران فیلم های سینمایی که به نظرم قیاس این ۲ لیست در کنار یکدیگر به نتایج جالبی می تواند منتهی شود.
سینمای علی حاتمی به روایت بهروز افخمی
گفتگوی امیررضا مافی با بهروز افخمی درباره خاصیت های سینمای علی حاتمی و نیز مرور قسمتی از خاطرات این فیلمساز از پروژه ناتمام حاتمی یعنی «تختی» آخرین بخش از برنامه شب گذشته «نقد سینما» بود.
بهروز افخمی در ابتدای این بخش در پاسخ به سوال مافی درباره مهمترین خاصیت سینمای علی حاتمی اظهار داشت: علی حاتمی زمانی در گفتگویی خیلی شفاف می گوید فیلمسازی من، چه خوب، چه بد، شبیه هیچکس نیست. سینمای علی حاتمی هیچ مشخصه و الگویی ندارد و این مهمترین خاصیت سینمای اوست.
افخمی در پاسخ به اینکه اگر حاتمی از میان ما نرفته بود آیا مسیر فیلمسازی اش را همین گونه ادامه می داد هم اظهار داشت: همانطور که در قسمت های قبل تاکید کردیم سینما یک کار هنرمندانه و شخصی است و در هر نوبت بستگی مستقیم به احوالات روحی و حتی جسمی فیلمساز دارد، بنا بر این نمی دانم اگر هنوز زنده بود سینمایش چه سروشکلی داشت. شاید فیلم هایش شبیه همین فیلم های شاعرانه با حال و هوای شخصی اش بود.
افخمی: در جشنواره فجر به نمایش درآمد، من جزو هیأت داوران بودم. در آن دوره همه داوران به اتفاق رسیدند که این فیلم، فیلم خوبی نیست. سال ها بعد همین فیلم را در تلویزیون دیدم و با خود گفتم عجب فیلم خوبی است وی افزود: زمانی که «دلشدگان» در جشنواره فجر به نمایش درآمد، من جزو هیأت داوران بودم. در آن دوره همه داوران به اتفاق رسیدند که این فیلم، فیلم خوبی نیست. سال ها بعد همین فیلم را در تلویزیون دیدم و با خود گفتم عجب فیلم خوبی است. روایتی از نجابت و آقامنشی موسیقی ایرانی است و به زیبایی آنرا به تصویر درآورده است. اینکه سینمای حاتمی شبیه هیچکس نیست، شاید سبب می شود یک فیلمش برای من نوعی در یک دفعه دیدن غریب به نظر برسد و در نوبت بعد با آن ارتباط برقرار کنم.
افخمی اضافه کرد: برخی فیلم ها در قاب تلویزیون گرم تر و زنده تر دیده می شوند که به نظرم این گزاره درباره آثار علی حاتمی هم صادق است و فیلم هایش در قاب تلویزیون چشم نوازتر هستند. نکته ای که درباره خیلی از فیلم های سینمای ایران هم قابل طرح است.
این کارگردان باسابقه درباره به کار بردن صفت «سعدی سینمای ایران» برای علی حاتمی هم اظهار داشت: از منظر دیالوگ نویسی ادیبانه می توان این صفت را به کار برد کمااینکه از شعرای دیگری همچون مولوی هم می توان نام برد اما نکته این است که حکمت سعدی بسیار روشن و قابل فهم برای همه است.
مافی در این بخش با نگاهی انتقادی اظهار داشت: ما در بعضی دیالوگ های سینمای علی حاتمی با ادبیات فاخری مواجهیم اما بنظر می رسد در پس آن مفاهیم فاخری نیست. شاید بدبینانه باشد اما برخی دیالوگ ها در ابتدا خیلی زیبا به نظر می رسند ولی وقتی به آنها دقت می نماییم تنها با گزینش غیرضروری برخی واژگان زیبا مواجه می شویم.
در پاسخ به این نظر افخمی اظهار داشت: نمی توانم بطور کامل آنرا رد کنم اما باید تاکید کرد این خاصیت از فیلم به فیلم دیگر متفاوت می باشد و حتی در یک فیلم از یک سکانس به سکانس دیگر هم وضعیت تغییر می کند.
کارگردان فیلم سینمایی «جهان پهلوان تختی» در ادامه از تجربه کارگردانی این فیلم پس از نیمه کاره ماندن فیلم «تختی» زنده یاد حاتمی اظهار داشت: نخستین باری که ساخت فیلم «تختی» به من پیشنهاد شد، هنوز علی حاتمی زنده بود. شخصاً هم زمانی که بیماری اش شدت گرفته و به لندن برای درمان رفته بود، به او پیشنهاد داده بودم که دستیاری اش را بکنم تا فیلم که می خواهد بسازد به سرانجام برسد. آن زمان خیلی به لحاظ جسمی ضعیف شده بود و از پیشنهاد دستیاری من هم استقبال کرد اما بعدها پی اش را نگرفیتم. زمانی بود که احساس می کردم علی حاتمی می تواند این فیلم را به انتها برساند.
وی اضافه کرد: سه ماه بعد و زمانی که دیگر محرز شده بوده معالجات لندن هم پاسخ نداده بیماری همچنان در حال پیشروی است و بعید است بتواند فیلم را به انتها برساند، به من پیشنهاد دادند که بیا و دستیاری اش را قبول کن. آن زمان گفتم حالا دیگر این پیشنهاد معنایش این است که مقرر است فیلم نیمه تمام را پس از درگذشت علی حاتمی من تمام کنم و این کار را نمی کنم چون نمی توان این فیلم را به انتها برسانم.
افخمی در پاسخ به این پرسش که نمی توانستید یا نمی خواستید؟ اظهار داشت: واقعیت این است که نمی توانستم. آن جنس فیلمسازی شبیه به مینیاتور و با رنگ بندی و جزییاتی مشابه نقاشی و فرش ایرانی را بلد نبودم.
وی اضافه کرد: بعدها فهمیدم که این پیشنهاد را به کارگردان های دیگری همچون سیف الله داد و محمد بزرگ نیا هم داده بودند که هر طور شده این فیلم علی حاتمی به نامش به سرانجام برسد. من حتی به سیف الله داد هم پیشنهاد کردم این دستیاری را قبول کند اما این اتفاق نیفتاد.
افخمی: در سینمای علی حاتمی بنظر می رسد همه چیز از حال یگانه یک آدم تنها که با تنهایی خودش کنار آمده، برخاسته است. مانند ساز جلیل شهناز که از صدای آن می توان فهمید حال دلش چگونه است. این معنا، همان خاصیت ای است که سینما را تبدیل به «هنر» می کند افخمی اظهار داشت: زمستان سال ۷۵ داشتم فیلم «عقرب» را کارگردانی می کردم که خبر مرگ علی حاتمی رسید و باردیگر با این پیشنهاد مواجه شدم که بیا و فیلم علی حاتمی را تمام کن که باز هم نپذیرفتم. عید آن سال که گذشت، سه چهارماه پس از درگذشت علی حاتمی گفتند بیا و هر کار که دلت می خواهد بکن. بعدها معلوم شد چیزی به نام فیلمنامه هم وجود نداشته و آنچه به نام سناریو داشتند، یک خط توضیح بود با ۲ صفحه علائم و نشانه و چیزی به نام فیلمنامه وجود نداشت.
وی تاکید کرد: علی حاتمی بسیار تودار بود و ترسی وسواسی نسبت به این داشت که کسی می خواهد جلوی فیلمش را بگیرد. هم پیش از انقلاب اینگونه بود و هم پس از انقلاب و این وسواس در کارنامه اش تشدید هم شده بود تا جایی که دیالوگ را به بازیگران نمی داد تا لحظه آخر! همه چیز که آماده می شد، دیالوگ را تنها به بازیگر می اظهار داشت که مقابل دوربین بگوید. گاهی از این هم شدیدتر و مثلاً به بازیگری مانند عزت الله انتظامی می گفت مقابل دوربین عدد بشمارد، بعد در صداگذاری دیالوگ ها را روی تصویر می گذاشت!
افخمی در ادامه اظهار داشت: علی حاتمی بیش از بازیگران روی صداپیشگان و دوبلورها شناخت داشت و از قبل می دانست برای یک نقش کدام دوبلور مقرر است جای کاراکتر صحبت کند. وی در کل اهمیت ویژه ای برای باند صوتی فیلم هایش قائل بود.
این کارگردان سینما در بخش بعدی این گفتگو در پاسخ به این پرسش مافی که یک علاقمند سینما حین تماشای فیلمی از علی حاتمی چه چیزهایی را می تواند یاد بگیرد اظهار داشت: سینمای علی حاتمی یک نمونه ایده آل است. بغیر از اینکه برخی قسمت های فیلم هایش شاید ضعیف، دیرآشنا و حتی گاهی لوس باشد، نمونه ای کامل از فیلمسازی ایرانی است. در سینمای علی حاتمی بنظر می رسد همه چیز از حال یگانه یک آدم تنها که با تنهایی خودش کنار آمده، برخاسته است. مانند ساز جلیل شهناز که از صدای آن می توان فهمید حال دلش چگونه است. این معنا، همان خاصیت ای است که سینما را تبدیل به «هنر» می کند.
افخمی در آخر در پاسخ به اینکه آیا فیلم های علی حاتمی می توانست در عرصه جهانی هم موفق ظاهر شود؟ اظهار داشت: اصلاً نمی توانست، به همان دلیل که سینمای ژاپن سال ها طول کشید تا جهانی شود. زمانی که ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به سبب بمباران اتمی، مظلوم واقع شد و قرار بود هر چیزی غیر از قدرت نظامی اش مورد توجه قرار بگیرد، به صورت تصنعی در جشنواره های سینمایی موردتوجه قرار گرفت و تازه آن وقت بود که فیلمسازی مثل کوروساوا که غربی تر بود، شناخته شد اما فیلمسازانی مثل میزوگوش یا یاسوجیرو اوزو هنوز هم برای عموم ناشناخته اند و بیشتر برای فیلمبازان حرفه ای شناخته شده اند.
برنامه «نقد سینما» به تهیه کنندگی یوسف بچاری جمعه شب ها ساعت ۲۲ از شبکه پنج سیما پخش می شود.

1399/05/25
21:42:53
5.0 / 5
562
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۱
کنکور دکترای هنر
phdhonar.ir - تمام حقوق برای كنكور هنر محفوظ است

كنكور هنر

کنکور دکترای هنر