جلوی فعالیت اشخاصی مانند ابوطالب حسینی و امیرحسین قیاسی را نگیرید اما از پول بیت المال به آنها امکانات و آنتن ندهید
به گزارش کنکور هنر، اینروزها انتشار اخباری از برنامه سازی چهره هایی چون امیرحسین قیاسی و سیدابوطالب حسینی برای جام جهانی 2026، در فضای رسانه ای کشور سروصدا به پا کرده و موج جدیدی از انتقادات را به راه انداخته؛ چونکه بسیاری به سکوت این چهره ها در جریان جنگ رمضان منتقدند و بخصوص بی توجهی آنها به جنایت دشمن آمریکایی-صهیونیستی ضد کودکان دبستانی میناب را برنمی تابند.
به گزارش کنکور هنر به نقل از خبر آنلاین روزنامه خراسان نوشت: منتقدان اعتقاد دارند این افراد بعد از فرونشستن غبار جنگ و جنایت دشمن، با بی تفاوتی بار دیگر به صحنه بازگشته اند تا به تجارت سرگرمی و کسب سود کلان بپردازند و این در حالیست که تعدادی از مخاطبان آنها، حالا زیر خاک آرمیده اند یا سیاه پوش شهدای جنگ اند.
راهکار اول: حذف
بااینکه سکوت این چهره ها در بحبوحه یک نبرد ملی، خطایی آشکار و غیرقابل کتمان در کارنامه حرفه ای و مسئولیت اجتماعی آن هاست، اما مواجهه حاکمیت با این پدیده هم عقلانیت و دوری از رفتارهای هیجانی می طلبد. آیا اهرم ممنوعیت و لغو مجوز، منطق مناسبی دارد؟ نگاهی واقع بینانه نشان داده است که پاسخ منفی است؛ چونکه عمل نکردن به مسئولیت اجتماعی، از نظر حقوقی قابل مجازات نیست و نمی توان چهره ها را به صرف سکوت، حذف نمود. این افراد فارغ از وظیفه ای که از نظر افکار عمومی، برای محکومیت جنایات دشمن مقابل مردم کشورمان دارند، شهروندان ایران اند و حق انجام فعالیتهای سالم اقتصادی دارند که در این مورد، تولید محتوای تصویری و کسب سود بوسیله آنست. محروم کردن شهروندان از فعالیت سالم اقتصادی و حق کسب درآمد، فقط به سبب سکوت، از نظر حقوقی و منطقی پذیرفته نیست.
راهکار دوم: برخورد مدنی
با پایان دوران یکه تازی رسانه های سنتی که در گذشته، فضای رسانه ای را در اختیار داشتند، حالا واکنش کاربران رسانه های اجتماعی، به عنوان ابزار مؤثر جامعه برای انتقال نظرات به تولیدکنندگان محتوا تبدیل گشته. در این فضا، یکی از الگوهای رفتاری و مدنی در برخورد با چهره ها یا محصولاتی که انتظارات جامعه را برآورده نمی کنند، رویه کاهش توجه رسانه ای و سکوت آگاهانه است که به عنوان یک واکنش مسالمت آمیز، می تواند گلایه ها را منتقل کند و چه بسا تغییر رفتار آتی را رقم بزند؛ هرچند طبیعی است که قسمتی از بدنه مخاطبان، به سبب نیاز مبرم به برنامه های سرگرمی، بازهم به مصرف این تولیدات ادامه دهند. در کنار این کنش گری نرم و مخاطب محور، ساختار مدیریت فرهنگی و دستگاه حکمرانی هم وظیفه ای مستقل و چه بسا تعیین کننده تر بر عهده دارد.
راهکار سوم: تفکیک سفره
برخورد اصولی حاکمیت با این رفتار، نه ممیزی سخت گیرانه، با اصلاح ساختار ماموریت دهی به نهادهای فرهنگی و حاکمیتی رخ می دهد. نهادهای وابسته به نظام همچون صداوسیما، حوزه هنری، سازمان اوج و هلدینگ های حاکمیتی بزرگی مثل همراه اول، نمی توانند بودجه ها و پروژه ها را در اختیار کسانی بگذارند که در ایام سخت، پای کار ایران نبوده اند. پاسخ درست رفتار این برنامه سازان، آنست که به اتمسفر پلت فرم ها، شرکتها و استودیوهای مستقل از بودجه عمومی محدود شوند؛ دقیقاً مانند هر شهروند دیگری که ممکنست با خط مشی رسمی نظام زاویه داشته باشد، اما تا وقتی که اقدامی مقابل امنیت ملی انجام نداده، حق فعالیت اقتصادی دارد. همانطور که دایره این تساهل، کنشگران حوزه های تولید لبنیات، شوینده، وسایل گرمایشی، لوازم الکترونیکی و هر کسب وکار دیگری را در بر می گیرد، حوزه تولید محتوای تصویری هم باید به عنوان یک فعالیت اقتصادی در بخش خصوصی به رسمیت شناخته شود، بی آنکه افراد بی تفاوت در بحران های ملی، سهمی از امکانات حاکمیتی داشته باشند. 17302
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب