گفتگو با حامد جوادزاده؛

كتاب رادیویی را در جهان ابداع كردیم، دیگر دلم برای رادیو تنگ نیست

كتاب رادیویی را در جهان ابداع كردیم، دیگر دلم برای رادیو تنگ نیست به گزارش كنكور هنر حامد جواد زاده می گوید با انتشار كتاب رادیوی را این محصول تازه را برای اولین بار و در ایران به تمام دنیا عرضه نموده است و مهمترین خصوصیت آن عرضه روایت و خوانش متفاوت از متن كتاب است.



خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: نام حامد جوادزاده كمابیش پیوند با جنجال و البته نوآوری دارد. چه در قامت برنامه سازی در رادیو و چه تلویزیون و اخیرا كتاب رادیویی. جوادزاده در نمایشگاه كتاب امسال در حالی محصول تاز خویش را با عنوان «كتاب رادیویی را» را با سرمایه گذاری مؤسسه روایت فتح منتشر نمود كه مخاطبان او كماكان با برنامه تلویزیونی پرحاشیه «زابیوكا» او و محصولاتش را فراموش نكرده بودند. «كتاب را» كه در نمایشگاه كتاب و بعد از آن مورد توجه و علاقه بسیاری قرار گرفت شامل خوانش جوادزاده و تیمش از مجموعه كتاب های «اینك شوكران» مؤسسه روایت فتح است. وی در گفتگویی كه در ادامه می خوانید از ایده و شكل گیری این محصول تازه سخن گفته است:
اولین چیزی كه در مواجه با كتاب رادیویی به نظر می خورد ایده شكل دادن و تولید این محصول است كه در نام و محتوا لااقل من تابحال نمونه ای از آنرا نشنیده بودم. پس پیش از هرجیز بفرمائید این محصول با چه ایده و نظری تولید شد؟
من سالهاست در حوزه رسانه فعالیت دارم و تحقیقات و پژوهش هایم معطوف به رسانه است. سالهاست فكر می كردم چرا بیزینس و كسب و كار كتاب گویا آن طور كه باید جا نیفتاده است در صورتیكه شنیدن كتاب گویا راحتتر از خواندن آن است. بارها و بارها كتاب های صوتی را شنیدم و گوش دادم و متوجه شدم بزرگترین مشكلش خسته كنده بودن آنهاست. در كتاب صوتی یك كتاب را عیناً كسی می خواند و این غلط است؟ چرا؟ چون به قواعد شنیدار پایبند نیست.
آنچه می خوانیم مربوط به رسانه مكتوب و آنچه می شنویم مربوط به رسانه شنیداری. وقتی ما مقرر است یك رسانه مكتوب را تبدیل به رسانه شنیداری نماییم باید به قواعد رسانه شنیداری پایبند باشیم. اگر من یك برنامه رادیویی را كاملاً مكتوب كنم شما می خوانیدش؟ نه؟ چرا؟ چون جذاب نیست. ما در سیستم تولید كتاب اثری مانند صحیفه نور حضرت امام (ره) را داریم كه متن پیاده شده شده بیانات امام راحل است و می بینید كه جذابیت شنیدن صوت آنها را ندارد.
منظورتان از رسانه شنیداری فقط رادیو است؟
ما سه رسانه اصلی و دو رسانه فرعی داریم. رسانه های اصلی شامل دیداری و شنیداری و مكتوب هستند و رسانه های فرعی شامل شفاهی و دیجیتال هستند. كه ما فرمت دیجیتال را به خاطر كثرت استعمال نامی مجزا می دهیم. آنچه به واسطه بینایی با مخاطب ارتباط می گیرد رسانه دیداری است و آنچه عمده پیامش به وسیله متن با مخاطب ارتباط می گیرد رسانه مكتوب است و در ادامه آنچه كه عمده ارتباط گیری آن با شنیدن است رسانه شنیداری است. من اگر برنامه تلویزیونی بسازم كه با خاموش كردن تصویر بتواند پیامش را برساند این برنامه یك رسانه شنیداری است. این البته به معنای این هم هست كه یك رسانه دیداری مثل تلویزیون باید با تصویرش هم بتواند به مخاطب پیامی برساند. برسیم به كتاب. كتاب كه از واژه تشكیل شده است یك رسانه مكتوب است. اما هفتاد درصد آن متنی است بی خاصیت كه در اختیار انتقال سی درصد پیام آن است. وقتی آنرا به رسانه شنیداری منتقل می نماییم، لحن من گوینده می تواند بخش زیادی از آن هفتاد درصد را به مخاطب منتقل كند بدون اینكه نیاز باشد همه آن متن را در اختیار وی قرار دهد. من به جهت اینكه در كتاب بگویم فلانی چه شخصیتی دارد، باید درباره لحن و لباس و موقعیتی كه در آن هست و… كلی مطلب بنویسم اما در رسانه شنیداری تنها با یك تغییر لحن این كارها را صورت می دهیم.
این كار قاعده و قانونی هم دارد؟
بله. اتحادیه رادیو و تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ABU) برای این رسانه ها دستور العمل گذاشته است و قاعده تعریف كرده است. مثلاً گفته اند كه مخاطب این رسانه های شنیداری دو دقیقه آنرا تحمل می كند و اگر بیشتر از پنج دقیقه از زمان ارتباط بگذرد و پیامی منتقل نشده باشد مخاطب با این رسانه قطع ارتباط می كند.
بسیار خوب. پس شما تمامی تولیدات با اسم كتاب صوتی را زیر سوال می برید و تولید كننده هایشان را متهم می كنید به ناآشنایی با قواعد رسانه شنیداری
بله. همه شان. كتاب صوتی یك نویز است و نویز رسانه نیست. نویز اگر ریتم داشت می شود موسیقی. هر چه شنیداری شد كه رسانه نیست. باید به قاعده عمل كرد. من معتقدم كتاب رادیویی نخستین بار در جهان است كه تولید شده و محل تولید آن هم در ایران است. البته قبلاً كتاب هایی را به صورت نمایش رادیویی در آمده اند اما نه هر كتابی. در این ساختار تازه ما هر كتابی را می توانیم در چارچوب رادیو بیان نماییم، حتی كتاب هایی در حوزه مدیریت را هم می توانیم رادیویی نماییم كه به صورت نمایشی نمی توانیم آنرا عرضه نماییم.

با این همه شما به این مساله گویا توجه ندارید كه شما در كتاب رادیویی دارید محتوا و روح محصول را تغییر می دهید. كتاب چاپی یك محصول با هویت خودش است و كتاب صوتی خوانشی از آن متن كه روح همان متن را دارد. اما محصول شما كه عنوان كتاب رادیویی دارد روح كتاب را ندارد. چیزی است متفاوت كه رجوع به آن الزاماً به مفهوم رجوع به اصل متن نیست. بر همین مبنا پس از شنیدن محصول شما به این فكر می كردم كه شنیدن محصول شما تقریباً مخاطب را از رجوع به اصل كتاب منصرف می كند. در این میان حق مؤلف و هنر قلم وی چه می شود؟ جرا باید به این سادگی او را كنار گذاشت و مدعی تولید محصولی از هنر او شد؟ رسانه تازه شما چنین تعریفی برای خود كرده است؟
بله كاملاً اما توجه كنید كه بیشترین تلاش در تولید این محصول صرف رعایت امانت شده است. امانتی كه از جانب صاحبان اثر به ما رسیده است. اما شاید ناگزیریم از اینكه بگوییم با رعایت تمام این امانات و وسواس، باز هم كتاب و محصول ما به روایت راوی است. ما می گوئیم اگر شمای مخاطب عشق خوانش كتاب داری، سراغ این محصول نیا. این محصول جایگزین قاطعی برای كتاب نیست كه رسانه كتاب و حس ارتباط گرفتن با آن جایگزینی ندارد و اگر كسی كتابخوان قهار و حرفه ای است این محصول برایش جذابیتی ندارد. مخاطب این محصول افرادی هستند كه یا نمی توانند و یا نمی خواهند كتاب بخوانند. این جماعت با این محصول كتاب را می نوشند و با آن می زیند. كم نیستند كسانی كه نمی رسند و یا نمی توانند كتاب بخوانند به سبب كار و یا بیماری و یا هر دلیل دیگری. برای این افراد كتاب صوتی محصولی حوصله سر بر و اذیت كننده است. گاهی نگارش و نثر بخشی از متن كتاب است و ما هم به آن وفادار می مانیم. ما با كتاب كوچه شاملو همین كار را كردیم و یا با بوستان و یا چهل نامه كوتاه به همسرم و یا چشمهایش.
خوانش در كار ما مقدار دارد و مخاطب را با متن حتما مواجه می نماییم. ما اتدهای زیادی زدیم در بحث های مختلف و در نهایت رسیدیم به تولید یك محصول. با اطمینان می گویم كه كتاب های درسی را هم در این قالب می توانیم عرضه نماییم و در آنجا دیگر نگارش و قلم نویسنده اصالت ندارد و اصالت با محتوا است.
سال ها دیده ایم آقای قرائتی در تلویزیون یك حرف را طوری می گوید و در رادیو طور دیگری و در كتاب طور دیگری. حرف یكی است ولی قرائت ها مختلف است.
محصول ما ماكزیمم هفتاد دقیقه است و به صورت تِرَك و یك سفر درون شهری در نهایت بیست دقیقه بیشتر نیست. چرا فكر می نماییم یك كتاب صوتی با حجم پانزده ساعت را باید برای چنین موقعیت هایی به خورد مخاطب بدهیم. محصول ما این قاعده را شكسته است و در زمان هایی كوتاه و مناسب با موقعیت مخاطب با او ارتباط می گیرد.
به محصول نخست شما برسیم. كتاب رادیویی اینك شوكران. متون خوانش شده در این محصول چطور مهیا شده است؟
كتاب توسط سردبیر محصول و برنامه و تیم آنها خوانش می شود. در جلسه ای همه قرائت ها از این كتاب بیان می َشود. نقدها و مصاحبه های موجود درباره كتاب است هم خوانده می شود. در استودیو كه می رویم همه اتمسفر كتاب را حس كرده ایم. قریب ترین روایت به گفتار نویسنده را روی نمودار می آوریم و در واقع قصه را نمودار می نماییم و مشخص می نماییم هر جایش باید چطور عرضه شود و من بر مبنای آن كتاب روایت را شروع می كنم. گاهی هم البته ساختار روایت را بر هم می زنیم اما همین را هم به مخاطب می گوئیم. خاطرم هست وقتی كتاب استخوان خوك و دستهای جزامی را كه اتد زدیم با این مساله زیاد روبرو بودیم. فكر نكم جز نویسنده كسی با ایده و استعاره داستان آشنا باشد. مخاطب داستان معمولاً حوصله كشف ندارد. این محصول را وقتی به منتقدین دادیم بسیاری از آن استقبال كردند. این كتاب و محتوایش تبدیل به یك برنامه رادیویی شد و البته خیلی هم سخت بود. متن های داستانی سهل و ممتنع هستند و همین كار را سخت می كند.
چطور كتاب اینك شوكران نخستین محصول خروجی یافته شما شد؟
ما ایده كار را به آقای دریالعل مدیرعامل روایت فتح عرضه كردیم و ایشان خیلی خوشش آمد. ایشان انتخاب های زیادی به اعتراف خودش داشت برای آنكه از محصولاتش مدیاهای دیگری تولید شود. ولی ما را پذیرفت. به جهت اینكه برویم داخل استودیو و هر كتاب ایشان را بخوانیم سه هفته پیش تولید داشتیم و ایشان متوجه شدند كه ما چه كاری می نماییم. ایشان پیشنهاد كردند كتابهای محبوب انتشارات روایت فتح یعنی «اینك شوكران» برای این مسئله برگزیده شد. ما پیش از این محصولات دیگری را اتد زده بودیم اما توان انتشار آنرا نداشتیم. مؤسسه روایت فتح اما هم توان تبلیغاتی دارد و هم امكان معرفی و انتشار محصول را. البته چند كتاب دیگرشان را هم به ما عرضه دادند.
بازخورد انتشار این محصول چه بوده است؟
ایشان گفتند كه محصول را تقریباً به همه افراد و كانون های مؤثر عرضه كرده اند و جالب اینكه همه از آن راضی بودند و تاكید داشتند كه یك نظر منفی هم روی اثر نبوده است. این برای ما اتفاق بزرگی است. تاكید ما این است كه هر كتابی را می توانیم به این محصول مبدل نماییم و مخاطب از آن لذت ببریم.
اینك شوكران راه ساده ای برای تولید داشت؟
نه. این مجموعه با وجود حجم كمش، محصولات سختی برای تبدیل شدن به فورمت رادیویی بود. هر كدامش شامل ساعت مصاحبه بود كه تبدیل به یك كتاب مثلاً ۴۰ صفحه ای بشود. هیچ جای متن را نمی شد. كل مثلاً ۴۰ صفحه اش پیام بود. می دانید كه ۴۰ صفحه پیام را معمولاً از ۲۵۰ صفحه متن می شود استخراج كرد اما اینجا ما با محصولی روبرو بودیم كه همه متنش پیام بود. برخی قصه هایش كشش بیشتری داشت و برخی هم لج در بیار بود. برخی هم بسیار حس برانگیز بودند و برخی بیشتر از این برای تولید محصول راه نمی داد.
آقای جوادزاده در هر كتاب از این مجموعه لحن روایی مختلفی را شاهدیم. برخی جاها شوخی ها وصحبت های شما با مخاطب زیاد می شود و برخی جاها روایتتان رسمی تر. مثل تفاوت میان برنامه های رادیو جوان و رادیو ایران. این اتفاق حاصل چه بود؟
لحن حاصل نمودارهایی است كه گفتم و البته تجربه ما. شما در این محصول با یك گوینده رسمی و مؤدب و نه شوخ روبرو هستید. شاید در میانه متن با مخاطب شوخی نماییم اما این اتفاق بعد از ایجاد ارتباط با مخاطب است. در این محصول گاهی متن صحبت كردیم تا شخصیت های داستانی در ذهن مخاطب ساخته شود. این ساخته شدن منتهای هدف ما بوده است. شاید مخاطب ابتدا با گارد وارد محصول شود اما كوشیدیم با تغییر در لحن طی زمان محصول او را در ادامه با خودمان همراه نماییم. خاطرم هست همسر شهید ایوب بلندی به ما می گفت در این كتاب بیش از حد با ایوب شوخی نكردی؟ پاسخ دادم شما بگویید ایوبی كه ما ترسیم كردیم همانی بود كه شما می شناسید یا نه. اگر بوده ما كارمان را درست انجام داده ایم
حضور خانم مژده لواسانی در تولید محصول هم با همین شگرد بود؟
خانم لواسانی هم مجری خوبی است و هم اینكه بسیار شناخته شده است. حضور وی در این محصول سبب می شد كه «كتاب رادیویی» شناخته شود و البته خود ایشان به مبحث اثر هم ارادت ویژه داشتند و ایشان چیزی را خیلی خوب می خواند كه خیلی دوستش داشته باشد.
شما سابقه همكاری زیادی با رادیو دارید. این كتاب و تجربه تازه هم از دل تجربه رادیویی شما در آمده است. نخواستید كه در بستر پرمخاطبی مانند رادیو آنرا امتحان كنید؟
من بر این باورم كه این رسانه از رادیو برد بیشتری دارد. فضای مجازی و انتشار آن در چارچوب لوح فشرده برد بیشتری از رادیو دارد. البته آنها هم به من پیشنهاد كار دادند ولی خب این بیزنیس من است و آنها حاضر نیستند برایش خرج كنند. و اینكه اصلاً الان مخاطب رادیو چقدر هست...
یعنی اصلاً دلتان تنگ نشد كه این كار را در رادیو اجرا كنید؟
اگر منظورتان این است كه دلم برای موج اف. ام تنگ شده باشد نه. اما دلم رأی روزهایی از رادیوی تنگ شده و می شود كه برای لحظه لحظه بودنمان در رادیو فكر داشتیم. روزهایی كه زل می زدیم به وحید جلیلوند كه صدایش را وقتی در استودیو متن می خواند بشنویم. دلم برای روزهایی كه مرحوم دوستی می رفت در استودیو و مملكتی را به شور می آورد تنگ شده است. رادیو امروز دیگر نه می خواهد و نه می تواند چنین باشد. وگرنه برای یك استودیو كه دل آدم تنگ نمی گردد. رادیو دیگر دلش نمی خواهد یك رسانه حرفه ای باشد.
چرا؟
به همان دلیل كه سایر حرفه ها و صنایع نمی خواهند
یعنی آگاهانه نمی خواهد؟
نه. جهل است. رادیو امروز خودش هم نمی داند كه چیست و چگونه رسانه ای است. نمی داند كه محل اثرش چیست. ما به نتیجه نگاه می نماییم در صورتیكه رسانه فرایند است. رسانه نتیجه نیست، نتیجه عملكرد رسانه است. مدیران ما اما به اشتباه فكر می كنند هر وقت رسانه شان اثر بخش باشد خوب هستند و برای همین محصولشان را در حلق مخاطب می كنند. اینها تفاوت یك رسانه ایدئولوژیك و حرفه ای است.

1398/03/15
22:35:28
5.0 / 5
3020
تگهای خبر: اجرا , پژوهش , تصویر , تلویزیون
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
کنکور دکترای هنر
phdhonar.ir - تمام حقوق برای كنكور هنر محفوظ است

كنكور هنر

کنکور دکترای هنر